نمي دانم پس از مرگم خاك گورم چه خواهد شد
و شايد رويد درختي كز آن تراود ميوه اي
و شايد خانه اي سازند كه در آن مي زيد طفلي
و شايد هيچ و هيچ
شايد من همان تپه منحوسم
كه نفرت دارند آدمان از من
من آن بستر كه در من جاري است آبي
من خاكم كه از من سازند ، تنور
و من انگار در آن سوزم
وشايد هيچ و هيچ
و من در آن فكرم هم اكنون
كه بر كويي خرامانم
آن خفته بيدار در زير پايم
چه مي گويد
و شايد هيچ گوييد
هيچ و هيچ
و شايد رويد درختي كز آن تراود ميوه اي
و شايد خانه اي سازند كه در آن مي زيد طفلي
و شايد هيچ و هيچ
شايد من همان تپه منحوسم
كه نفرت دارند آدمان از من
من آن بستر كه در من جاري است آبي
من خاكم كه از من سازند ، تنور
و من انگار در آن سوزم
وشايد هيچ و هيچ
و من در آن فكرم هم اكنون
كه بر كويي خرامانم
آن خفته بيدار در زير پايم
چه مي گويد
و شايد هيچ گوييد
هيچ و هيچ

in shero khodam goftam
nakhandina
dar zemn man asheghe in axam
pedaram darumad ta peydash konam
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۷/۱۲/۰۸ ساعت 11:30 PM توسط بك
|